جمال الدين محمد الخوانساري
434
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
عوارى بين القلوب والصّدور . پس از ايمانست آنچه مىباشد پاى بر جاى قرار گيرنده در دلها ، واز آنست آنچه ميباشد عارية داده شدهها ميانهء دلها وسينهها . اين كلام معجز نظام مىبايد كه تتمهء كلامي باشد « 1 » كه در آن وصف ايمان وشرح حقيقت آن شده باشد وغرض از آن اينست كه : ايمان بر دو قسم است : يكى آنكه - ثابت وپاى بر جا باشد وقرار گرفته باشد در دلها وزوال را بآن راهى نباشد مثل ايمانى كه از روى دليل وبرهان باشد . وديگرى اين كه - خوب قرار نگرفته در دل بلكه گويا بدل راه نيافته ودر حوالي دل در ميانهء سينه عارية داده شده وباندك شبههء زايل تواند شد وآن ايمانيست كه از روى دليل وبرهان نباشد بلكه از روى تقليد باشد يا شواهد خطابيه . 6593 فاتّقو اللّه تّقيّة من سمع فخشع ، واقترف فاعترف ، ووجل فعمل ، وحاذر فبادر . پس بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه بشنود پس فروتنى كند ، وگناه كند پس اعتراف كند ، وبيم داشته باشد پس عمل كند وحذر كند پس پيشى گيرد ، اين نيز بايد كه تتمهء كلامي باشد در نعت حق تعالى يا مواعظ ونصايح و « بشنود پس فروتنى كند » يعنى بشنود أوامر ونواهى حق تعالى را پس فروتنى كند باطاعت وانقياد ،
--> ( 1 ) صدر خطبه ايست كه سيد رضى ( ره ) آنرا در نهج البلاغة در باب « المختار من الخطب » نقل كرده مصدّرا باين عبارت : « ومن خطبة له عليه السّلام » ودر آخر آن افزوده : « إلى اجل معلوم » يعنى « عارية است تا مدّتى معيّن » . وبنظر مىرسد كه در اين قبيل موارد كه زياداتى در نهج البلاغة بنظر مىرسد كه متمّم كلام است در نسخ اين كتاب سهوا از قلم افتاده است يا از قلم مؤلّف يا از قلم ناسخان كتاب واللّه هو العالم بحقيقة الحال ، در هر صورت طالب عبارت نهج البلاغة رجوع كند بشرح ابن أبي الحديد ، ج 3 چاپ أول مصر ، ص 215 .